امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عدم جواز احرام بعد از میقات
#1
1389/7/7

امام در مسئله ی سوم می فرماید: لا يجوز تأخير الاحرام عن الميقات فلا يجوز لمن أراد الحج أو العمرة أو دخول مكة أن يجاوز الميقات اختيارا بلا إحرام.
سه طائفه نمی توانند بدون احرام از مکه بگذرند: کسانی که برای حج می روند، کسانی که برای عمره می روند و کسانی که برای تجارت و امثال آن وارد مکه می شود. (توجه شود که مراد ورود به مکه است نه ورود به حرم و برای ورود به محدوده ی حرم لازم نیست محرم شوند و البته کسی که مرتب می رود و بر می گردد استثنا است و هکذا موارد خاص دیگر ولی اصل و اساس در مسئله این است که نمی توان بدون احرام از میقات عبور کرد.)
بعد امام به یکسری فروعات در مسئله اشاره می کند.
سابقا این مسئله را مطرح کرده ایم.
اقوال علماء:
این مسئله در میان ما اجماعی است. صاحب جواهر در ج 18 ص 124 می فرماید: إذا أحرم قبل الميقات لم ينعقد إحرامه... و كذا لا يجوز تأخير الاحرام اختيارا إجماعا بقسميه و نصوصا
صاحب ریاض در ج 6 ص 200 می فرماید: لا يجاوز من أراد النسك من الميقات إلا محرما في حال الاختيار بالنص و إجماع العلماء كما عن المعتبر و المنتهى و في التحرير و غيره الاجماع مطلقا (یعنی نه تنها اجماع علما بلکه اجماع اهل سنت و شیعه)
مرحوم نراقی در کتاب مستند ج 11 ص 193 می گوید: لا يجوز لمريد النسك تأخير الاحرام عن الميقات إجماعا فتوى و نصا.
دلالت روایات:
دو طائفه از روایات بر این مسئله دلالت دارد.
طائفه ی اولی: تمام روایاتی که دلالت دارد که پیامبر برای ساکنین مختلف مکان هایی را برای میقات تعیین کرد.
در ابواب مواقیت مخصوصا باب اول حاوی سیزده روایت است که می تواند برای مدعای ما دلیل باشد. این روایات به دلالت التزامیه می گویند که نباید از اینجا بدون احرام رد شد و بعد از آن محرم شد.
طائفه ی ثانیة: روایاتی است که تصریح می کنند که نباید بدون احرام از میقات عبور کرد.
باب اول از ابواب مواقیت:
ح 2: عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى‏ جَمِيعاً عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مِنْ تَمَامِ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ أَنْ تُحْرِمَ مِنَ الْمَوَاقِيتِ الَّتِي وَقَّتَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تُجَاوِزْهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْرِم‏این روایت صحیحه است.
ح 3: َ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع الْإِحْرَامُ مِنْ مَوَاقِيتَ خَمْسَةٍ وَقَّتَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص لَا يَنْبَغِي لِحَاجٍّ وَ لَا لِمُعْتَمِرٍ أَنْ يُحْرِمَ قَبْلَهَا وَ لَا بَعْدَهَا وَقَّتَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ... وَ لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَرْغَبَ عَنْ مَوَاقِيتِ رَسُولِ اللَّهِ ص در این روایت (لا ینبغی) به معنای لا یجوز است.
ح 9: عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ ع قَالَ... فَلَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يَعْدُوَ مِنْ هَذِهِ الْمَوَاقِيتِ إِلَى غَيْرِهَا
در ابواب دیگر هم روایات دیگری است که ان شاء الله فهرست وار به آنها اشاره می کنیم.
پاسخ
#2
گفتیم که همان طور که تقدیم احرام بر میقات جایز نیست تاخیر احرام از میقات هم جایز نمی باشد.
در جلسه ی قبل دو دلیل بر بر عدم جواز ذکر کردیم. یکی عمومات روایاتی است که می فرماید رسول الله مکان هایی را برای میقات قرار داده است و این علامت این است که نباید در بعد از آن محرم شد. دلیل دیگر روایات خاصه بود.
ح 3 باب 6 از ابواب مواقیت، ح 1 باب 9، 1 و 2 از باب 15 و 1 و 3 از باب 16 همه دلالت بر این دارد که تاخیر از میقات جایز نیست.
همچنین گفتیم که این مسئله اجمالی می باشد.
بقی هنا امور:
الامر الاول: بل الأحوط عدم التجاوز عن محاذاة الميقات أيضا و إن كان أمامه ميقات آخر
بحث در این است که آیا می توان از محاذات میقات تاخیر بیندازم و به میقات دیگر بروم؟
اقوال علماء:
امام قائل است که این کار جایز نیست.
صاحب عروة در این مورد فتوای قطعی نمی دهد و می فرماید: علی الاحوط.
از آیة الله خوئی در کتاب معتمد ج 27 ص 329 نقل شده است که می توان این احتیاط را می توان در غیر محاذات مسجد شجره ترک کرد. ایشان در دلیل آن می گوید: مسجد شجره دو خصوصیت دارد یکی این است که سنت بر این است که نیت در مسجد باشد و لبیک را در بیرون مسجد انجام دهند و بر این امر روایات متعددی دلالت دارد. مثلا در روایتی است که رسول خدا در مسجد شجره نیت کرد و وقتی به بیابان بیداء رسید لبیک را جهرا خواند. (که البته در کیفیت آن بحث است.)
دوم اینکه مسجد شجره تا محاذاتش شش میل فاصله داشته است و شاید شش میل خصوصیت داشته باشد. شاید به همین دلیل نشود که از محاذات مسجد بدون احرام گذشت ولی این در جاهای دیگر جاری نیست و از محاذات آنها در صورتی که میقات دیگری در مسیر شما وجود داشته باشد می توان گذشت و محرم نشد.
نقول: ما محاذات را مساوی میقات می دانیم. از این تمام خصوصیات میقات را در بر دارد و حتی در بیش از شش مایل از محاذات مسجد هم همین حکم جاری است زیرا ما از شش مایل الغاء خصوصیت می کنیم و محاذات به حساب می آید و همانند میقات لا یجوز المرور علی المحاذات الا محرما.
بله اگر فاصله زیاد باشد عرفا محاذات صدق نمی کند مثل اینکه مثلا قم را کسی محاذات مکه نمی داند.
از این رو ما بین مسجد شجره و بین شش مایل و بیشتر فرقی نمی گذاریم و تمام احکام میقات را در محاذات جاری می دانیم و کسی نمی تواند از آن بدون احرام بگذرد. به این امر فتوا می دهیم و قائل به احتیاط هم نیستیم.
الامر الثانی: فلو لم يحرم منها وجب العود إليها بل الأحوط العود و إن كان أمامه ميقات آخر
بحث در این است که اگر کسی از محاذات یا از میقات محرم نشود آیا می تواند به میقات بعدی برود یا آنکه باید برگردد و از همان میقات محرم شود.
آیة الله خوئی در اینجا کلام خوبی دارد و آن اینکه ما باید ببینیم آیا این مواقیت تعیینی است یا تخییری. وقتی در روایت می خوانیم که رسول الله برای مدینه مسجد شجره را میقات قرار داده است آیا دلالت بر وجوب تخییری دارد یا تعیینی. واضح است که ظاهر آن وجوب تعیینی است زیرا در روایت نیست که وقت لاهل المدینة مسجد الشجرة او الجحفه.
حال اگر کسی واجب تعیینی را ترک کرد و محلش هنوز باقی است قابل تدارک است باید برگردد و آن را انجام دهد و نمی تواند عمدا آن را ترک کند.
به بیان دیگر امر و نهی هایی که در عبادات و معاملات در مورد اجزاء و شرایط وارد شده است از باب حکم وضعی و شرطی است نه وجوب و حرمت. مثلا اگر امری وجود داشته باشد که باید در رکوع این کلام را گفت اگر کسی نگوید نمازش باطل است نه اینکه فقط حرام باشد. از این رو وقتی در روایت آمده است که رسول الله وقت لاهل المدینة الشجره یعنی اگر از آنجا محرم نشود احرامش باطل است.
بله عند عدم القدرة و یا ضیق وقت مسئله ی دیگری است که آن را ان شاء الله بعدا مطرح می کنیم.
صاحب عروة قائل است که اگر در مقابلش میقات دیگر باشد هرچند اگر فرد تاخیر بیندازد و از میقات اول محرم نشود ولی می تواند از میقات دوم محرم شود.
به نظر ما این فتوا عجیب است.
الامر الثالث: و أما إذا لم يرد النسك و لا دخول مكة بأن كان له شغل خارج مكة و إن كان في الحرم فلا يجب الاحرام.
کسی که نه می خواهد حج به جا آورد و نه عمره و تصمیم هم ندارد که وارد مکه شود بلکه به دلیل امری تجاری و یا بازدید خویشاوندان وارد حرم می شود. برای او مانعی ندارد که از میقات بدون احرام بگذرد.
صاحب جواهر ج 18 ص 131 می فرماید: اذا ترک الاحرام جاهلا او ناسیا بل او لم یرد النسک و ان مر علی المیقات لا یجب علیه الاحرام لعدم وجوب الاحرام علیه کالحطاب (هیزم فروش) مما یتکرر دخوله او دخلها لقتال ثم اراد النسک (که اگر بعدا تصمیم به محرم شدن داشت لازم نیست به میقات برگردد بلکه مثلا می تواند از تنعیم محرم شود) او لعدم ارادة دخولها بل اراد حاجة فیما سواها (خارج از مکه) فانه لا یجب علیه الاحرام حینئذ بلا خلاف اجده فیه بل فی المدارک اجماع العلماء علیه و قد اتی النبی (ص) بدرا مرتین (و هر دو بار هم در سال دوم هجرت از مسجد شجره عبور کرد ولی خود و اصحابش محرم نشدند همچنین در فتح مکه هم حضرت محرم نشد.)
کسانی مانند هیزم فروش و یا مانند زمان ما راننده های اتوبوس و امثال آن که مدام به مکه می روند و بیرون می آیند لازم نیست که در میقات محرم شوند.
ان شاء الله در جلسه ی بعد دلیل این مسئله را ذکر می کنیم.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان