امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عدم احرام از میقات در صورت جهل و نسیان
#1
1389/7/21

بحث در فرع دوم از مسئله ی ششم است. امام رحمه الله در این فرع می فرماید: و كذا الحال لو كان تركه لنسيان أو جهل بالحكم أو الموضوع
یعنی آنچه در مورد مغمی علیه گفتیم در مورد ناسی و جاهل به احرام در میقات جاری است.
جاهل به حکم این است که نمی داند که باید از میقات محرم شد. و جاهل به موضوع کسی است که نمی داند میقات کجاست.
در مورد ناسی هم نسیان به حکم و موضوع متصور است از این رو قید بالحکم او الموضوع به ناسی و جاهل، هر دو می خورد.
در بحث مغمی علیه گفتیم که اگر می تواند باید به میقات برگردد. اگر نمی تواند از باب احتیاط باید هر چه می تواند به سمت میقات برگردد. دیگر اینکه اگر داخل حرم شده است از حرم بیرون بیاید و محرم شود. بعد اینکه وقتی از حرم بیرون آمد تا آنجا که می تواند دور شود و آخر اینکه اگر نتواند از همانجا که هست و متذکر شده است محرم شود.
بنا بر فتوای امام همه ی اینها در مورد ناسی و جاهل جاری است.
اقوال در مسئله:
برگشتن به میقات عند الامکان، اجماعی است و حتی علمای اهل سنت هم همین نظر را دارند.
صاحب جواهر در ج 18 ص 129 می فرماید: لو ترك الاحرام ناسيا فإنه يجب عليه العود إلى الميقات مع المكنة فإن تعذر جدده (احرام را) حيث زال العذر إلا أن يكون قد تجاوز الحرم فيجب عليه الخروج إلى خارجه مع الامكان و إلا أحرم من مكانه بلا خلاف أجده فيه نصا وفتوى.
علامه در تذکره ج 7 ص 200 می فرماید: لو تجاوز الميقات ناسيا أو جاهلا... وجب عليه الرجوع إلى الميقات و إنشاء الإحرام منه مع القدرة ... فإن لم يتمكن أحرم من موضعه ... و قد وافقنا العامة على وجوب الرجوع إلى الميقات للناسي و الجاهل
نراقی در مستند ج 11 ص 196 می گوید: لو لم يحرم من الميقات لمانع أو سهو أو جهل بالحكم أو الوقت يجب الرجوع إليه و الاحرام منه مع الامكان بلا خلاف فيه بين العلماء. (ظاهر این عدم خلاف بین شیعه و اهل سنت است.) کما عن المنتهی
مشکل نسیان و جهل معمولا برای کسانی پیدا می شود که به تنهایی به زیارت خانه ی خدا می روند و مخصوصا برای کسانی که برای بار اول به زیارت می روند. برای کسی مصلحت نیست که به تنهایی به زیارت رود و او دچار مشکلات شرعی و عرفی می شود و حتی مجتهد جامع الشرایط هم نباید تنهایی به زیارت رود. ولی کسانی که با کاروان به زیارت می رود و کاروانشان روحانی مسلطی دارد و مخصوصا کسانی که در جلسات قبل از حج شرکت می کنند آنها کمتر با این مشکلات مواجه می شوند.
ادله ی این فرع:
دلالت روایات: روایاتی که دلالت بر وجوب احرام از میقات دارد مطلق است و می گوید همه باید از میقات محرم شوند و هر کس به هر دلیلی نتواند محرم شود باید در صورت امکان برگردد.
دلیل دیگر ما روایات خاصه است که عمدة در باب 14 از ابواب مواقیت آمده است.
روایت 9 این باب به بحث ما مربوط نیست ولی ما بقی روایات که 9 روایت است همه به بحث ما مربوط می شود.
این نه روایت بر چهار گروه تقسیم می شود.
گروه اول روایاتی است که می گوید جاهل و ناسی از همان مکانی که متذکر شده است محرم شود. (ح 1 و 10)
گروه دوم روایاتی است که می گوید اگر داخل حرم شده است او هم باید از همان داخل حرم محرم شود و نمی گوید که باید به خارج از حرم بر گردد (ح 5، 6 و 7)
گروه سوم روایاتی است که می گوید اگر داخل حرم شده است باید به خارج حرم برود و از آنجا محرم شود. (ح 2، 3 و 4)
گروه چهارم روایاتی است که می گوید اگر در عرفات به یادش آمد باید از همانجا محرم شود (ح 8)
ان شاء الله تمام این روایات را باید بررسی کنیم و تا آخر مسئله ی 6 تمامی احکام از این روایات استنباط می شود.
پاسخ
#2
بحث در فرع دوم از مسئله ی ششم است. امام رحمه الله در این فرع می فرماید: و كذا الحال لو كان تركه لنسيان أو جهل بالحكم أو الموضوع
حکم جاهل و ناسی این است که اگر می تواند باید به میقات برگردد و از آنجا محرم شود.
اگر نمی تواند باید از همانجا که هست محرم شود.
سوم اینکه تا همان مقدار که می تواند به سوی میقات برگردد (این حکم استحبابی است)
چهارم اینکه اگر وارد حرم شده است و در حرم جهل و نسیانش مرتفع شده است، از حرم خارج شود و از آنجا محرم شود.
و آخر اینکه از حرم که بیرون آمده است مستحب است تا آنجا که می تواند به سوی میقات برگردد.
حال می خواهیم این احکام خمسه را بررسی کنیم.
اما حکم اول: برگشتن به میقات عند الامکان، اجماعی است و حتی علمای اهل سنت هم همین نظر را دارند و اطلاق روایات داله بر احرام از میقات بر آن دلالت می کند زیرا وقتی کسی از میقات محرم نشده است و امکان برگشت هم دارد باید برگردد و از آنجا محرم شود.
دلیل دیگر روایات خاصه است که در باب 14 از ابواب احکام میقات (در جلد چهارم وسائل) آمده است.
ح1: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يُحْرِمَ حَتَّى دَخَلَ الْحَرَمَ قَالَ قَالَ أَبِي يَخْرُجُ إِلَى مِيقَاتِ أَهْلِ أَرْضِهِ فَإِنْ خَشِيَ أَنْ يَفُوتَهُ الْحَجُّ أَحْرَمَ مِنْ مَكَانِهِ فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ يَخْرُجَ مِنَ الْحَرَمِ فَلْيَخْرُجْ ثُمَّ لْيُحْرِمْ این روایت صحیحه است.
در این روایت صورت نسیان فقط ذکر شده است ولی جهل هم به آن ملحق می شود.
دوم اینکه در این روایت، حکم سه فرع از فروع مسئله بیان شده است
اول اینکه وقتی کسی وارد حرم شده است باید به میقات برگردد به طریق اولی اگر وارد حرم نشده است باید به میقات برگردد.
دوم اینکه اگر می ترسد که اگر به میقات برگردد و دوباره محرم شود حج از او فوت می شود او از همانجایی که هست باید محرم شود.
سوم اینکه اگر داخل حرم شده است و نمی تواند به میقات برگردد ولی می تواند از حرم خارج شود باید خرج شود و بعد محرم شود.
ح 2: عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ مَرَّ عَلَى الْوَقْتِ الَّذِي يُحْرِمُ النَّاسُ مِنْهُ فَنَسِيَ أَوْ جَهِلَ فَلَمْ يُحْرِمْ حَتَّى أَتَى مَكَّةَ فَخَافَ إِنْ رَجَعَ إِلَى الْوَقْتِ أَنْ يَفُوتَهُ الْحَجُّ فَقَالَ يَخْرُجُ مِنَ الْحَرَمِ وَ يُحْرِمُ وَ يُجْزِيهِ ذَلِكَ این روایت صحیحه است.
در این روایت، علاوه بر نسیان، صورت جهل هم ذکر شده است.
در این روایت راوی که می گوید: (فخَافَ إِنْ رَجَعَ إِلَى الْوَقْتِ أَنْ يَفُوتَهُ الْحَجُّ) علامه این است که راوی این را مسلم می دانست که باید به میقات برگردد از این رو پرسید که اگر به میقات برگردد می ترسد که حج از او فوت شود. از این رو از این روایت دو چیز برداشته می شود یکی اینکه اگر می تواند به میقات برگردد باید برگردد و دوم اینکه اگر داخل حرم شده است باید از آن خارج شود.
ح آخر باب: عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَرَكَ الْإِحْرَامَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى الْحَرَمِ فَأَحْرَمَ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَهُ قَالَ إِنْ كَانَ فَعَلَ ذَلِكَ جَاهِلًا فَلْيَبْنِ مَكَانَهُ لِيَقْضِيَ فَإِنَّ ذَلِكَ يُجْزِيهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ إِنْ رَجَعَ إِلَى الْمِيقَاتِ الَّذِي يُحْرِمُ مِنْهُ أَهْلُ بَلَدِهِ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ سند این روایت مشکل دارد زیرا اسناد قرب الاسناد خالی از مشکل نیست و صاحب جواهر هم رد سند این حدیث مشکل دارد.
این حدیث فقط صورت بحث ما را مطرح می کند و آن کسی است که قبل از ورود به حرم از جهل و نسیان در آمده است.
بله ذیل حدیث با مدعای ما معارض است و آن اینکه امام می فرماید: (وَ إِنْ رَجَعَ إِلَى الْمِيقَاتِ الَّذِي يُحْرِمُ مِنْهُ أَهْلُ بَلَدِهِ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ) زیرا این بخش از روایت می گوید که اگر به میقات برگردد بهتر است (و حال آنکه روایات قبلی می گفت که اگر می تواند به میقات برگردد باید برگردد)
دو روایت اول دلالت بر لزوم رجوع به احرام در صورت امکان داشت ولی ذیل روایت اخیر دلالت بر افضلیت می کند.
گفته اند که در این روایت دو اشکال است. یکی اشکال سندی است و دیگر اینکه علمای شیعه و سنی به این حدیث عمل نکرده اند از این رو این روایت معرض عنها است و به آن نمی توان عمل کرد.
تا اینجا حکم فرع اول بود که اگر جاهل و ناسی بعد از خروج از جهل و نسیان می تواند به میقات برگردد باید برگردد.
اما حکم دوم: در مورد کسی که اگر نمی تواند به میقات برگردد باید از همانجا که هست محرم شود.
در هر سه روایت آمده بود که (یحرم من مکانه) یعنی اگر می ترسد که اگر به میقات برود حج از او فوت می شود او باید از همان جا که هست محرم شود.
علاوه بر این سه روایت، به سه روایت دیگر هم می توانیم استناد کنیم.
ح 5: عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع‏ خَرَجَتْ مَعَنَا امْرَأَةٌ مِنْ أَهْلِنَا فَجَهِلَتِ الْإِحْرَامَ فَلَمْ تُحْرِمْ حَتَّى دَخَلْنَا مَكَّةَ وَ نَسِينَا أَنْ نَأْمُرَهَا بِذَلِكَ قَالَ فَمُرُوهَا فَلْتُحْرِمْ مِنْ مَكَانِهَا مِنْ مَكَّةَ أَوْ مِنَ الْمَسْجِدِ عبارت (فَمُرُوهَا فَلْتُحْرِمْ مِنْ مَكَانِهَا) دلالت بر مدعا دارد و وقتی امام می فرماید که اگر در مکه باشد می تواند از همانجا محرم شود (و حتی لازم نیست به خارج از حرم بگردد) اگر در خارج از حرم باشد به طریق اولی چنین است و لازم نیست به میقات برگردد.
در این روایت فقط صورت جهل ذکر شده است.
ح 6: َ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أُنَاسٍ مِنْ أَصْحَابِنَا حَجُّوا بِامْرَأَةٍ مَعَهُمْ فَقَدِمُوا إِلَى الْمِيقَاتِ وَ هِيَ لَا تُصَلِّي (یعنی در حال عادت ماهیانه بود) فَجَهِلُوا أَنَّ مِثْلَهَا يَنْبَغِي أَنْ تُحْرِمَ (تصور می کردند که یکی از شروح احرام طاهر بودن است و حال آنکه چنین نیست) فَمَضَوْا بِهَا كَمَا هِيَ (حالت بدون احرام) حَتَّى قَدِمُوا مَكَّةَ وَ هِيَ طَامِثٌ حَلَالٌ (هم عادت بود و هم محرم نشده بود) فَسَأَلُوا النَّاسَ فَقَالَ تَخْرُجُ إِلَى بَعْضِ الْمَوَاقِيتِ فَتُحْرِمُ مِنْهُ فَكَانَتْ إِذَا فَعَلَتْ لَمْ تُدْرِكِ الْحَجَّ فَسَأَلُوا أَبَا جَعْفَرٍ ع فَقَالَ تُحْرِمُ مِنْ مَكَانِهَا قَدْ عَلِمَ اللَّهُ نِيَّتَهَا ذیل حدیث می گوید که او نیت داشت حج صحیح به جا آورد از این رو حال که نمی تواند به میقات برگردد از همان جا که هست محرم شود.
ح 7: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ تَرَكَ الْإِحْرَامَ حَتَّى دَخَلَ الْحَرَمَ فَقَالَ يَرْجِعُ إِلَى مِيقَاتِ أَهْلِ بِلَادِهِ الَّذِي يُحْرِمُونَ مِنْهُ فَيُحْرِمُ فَإِنْ خَشِيَ أَنْ يَفُوتَهُ الْحَجُّ فَلْيُحْرِمْ مِنْ مَكَانِهِ فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ يَخْرُجَ مِنَ الْحَرَمِ فَلْيَخْرُجْ ظاهر این است که این حدیث همان حدیث 1 باشد که آن هم از حلبی نقل شده بود ولی فرق این دو روایت در این است که در این روایت امام صادق متن حدیث را بیان می کند ولی در روایت اول امام صادق علیه السلام این حدیث را از امام باقر نقل می کند و صاحب وسائل به این دلیل هر دو روایت را بیان کرده است با آنکه عبارت آنها تقریبا شبیه هم است و هر دو از حلبی است.
اما حکم سوم: در مورد کسی است که اگر داخل حرم شده است باید از حرم خارج شود و بعد محرم شود.
در میان روایات فوق حدیث 2، 3 و 4 دلالت داشت که اگر می تواند از حرم خارج شود.
اما حکم چهارم و پنجم: این است که فرد در صورت عدم امکان رفتن به میقات چه در حرم باشد و برای احرام بیرون بیاید و چه در خارج حرم باشد مستحب است که تا آنجا که می تواند به سمت میقات برگردد.
حدیث چهارم بر این حکم دلالت می کند آنجا که امام می فرماید: (فَإِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهَا وَقْتٌ فَلْتَرْجِعْ إِلَى مَا قَدَرَتْ عَلَيْهِ بَعْدَ مَا تَخْرُجُ مِنَ الْحَرَمِ بِقَدْرِ مَا لَا يَفُوتُهَا)
سابقا گفتیم که حکم به وجوب مشکل است و این روایت دلالت بر استحباب می کند زیرا در روایات سابق که امام در مقام بیان بود و مقام هم مقام حاجت بود و امام می توانست بفرماید که باید در صورت امکان تا آنجا که می شد به میقات برگشت ولی با این وجود این عبارت را در هیچ روایتی نفرمود و فقط در یک روایت بیان فرمود از این رو به سختی می توان حکم به وجوب کرد.
در این موارد یک روایت که مقید است نمی تواند روایات عدیده ی مطلقه را مقید کند زیرا اگر حکم واقعی وجوب رفتن به طرف میقات بود و امام آن را در هیچ روایتی بیان نکند این از باب تاخیر بیان از وقت حاجت می باشد که قبیح است.
مضافا بر اینکه مشهور هم از این روایت وجوب را برداشت نکرده اند.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان