امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کفارۀ مفطرات روزه
#1
1389/7/4

بحث در فصل ششم است. صاحب عروة در آغاز این بحث می فرماید: فصل: المفطرات المذکورة کما انها موجبة للقضاء کذلک توجب الکفارة اذا کانت مع العمد و الاختیار من غیر کره و لا اجبار من غیر فرق بین الجمیع حتی الارتماس و الکذب علی الله و علی رسوله بل و الحقنة و القیء علی الاقوی
در این بحث یک کبرایی وجود دارد و این است که اگر کسی مفطرات روزه را عمدا و اختیارا مرتکب شود هم باید آن روز را قضا کند و هم باید کفاره دهد. بعد باید در صغری بحث کنیم که مفطرات چه چیزهایی هستند.
اما روایاتی که مربوط به کبرای کلی است: وسائل ابواب ما یمسک عن الصائم باب 8:
ح 1: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ‏ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رَجُلٍ أَفْطَرَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مُتَعَمِّداً يَوْماً وَاحِداً مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ قَالَ يُعْتِقُ نَسَمَةً أَوْ يَصُومُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ أَوْ يُطْعِمُ سِتِّينَ مِسْكِيناً فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ تَصَدَّقَ بِمَا يُطِيقُ
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ مِثْلَهُ
حسن بن محبوب از طبقه ی پنجم است و کوفی می باشد ولی محمد بن علی بن محبوب از طبقه ی ششم است و قمی است و همه موثق هستند.
در این روایت هم شهر رمضان ذکر شده یعنی روزه ی واجب در این ماه مراد است و هم افطار بدون عذر است.
باب 6 از ابواب اعتکاف
ح 5: و باسناده (یعنی اسناد شیخ طوسی) عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ مُعْتَكِفٍ وَاقَعَ أَهْلَهُ قَالَ عَلَيْهِ مَا عَلَى الَّذِي أَفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مُتَعَمِّداً عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ أَوْ إِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً
عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ فطحی و موثق است و اسناد شیخ به او هم صحیح است.
این هم دال بر این است که افطار عمدی در روزه ی ماه رمضان موجب کفاره است.
حال از نظر صغری باید دید که در این دو خبر که کلمه ی افطر ذکر شده است آیا مختص اکل و شرب است و یا هر نوع مفطرات را شامل می شود.
صاحب جواهر می فرماید: افطار در لغت فقط به خوردن و آشامیدن می گویند و سایر مفطرات را شامل نمی شود و برای سایر مفطرات باید به سراغ دلیل دیگر رفت.
ولی جمع دیگری همچون حاج آقا رضا همدانی قائل هستند که مراد از افطار در روایات اعم از اکل و شرب است هرچند در لغت به معنای اکل و شرب باشد از این رو این لغت به شکل مجاز شایع و یا چیز دیگری همه ی مفطرات را شامل می شود. ما نیز می گوئیم که روایات شاهدند که لفظ افطار در کلمات اهل بیت در معنای عامی فراتر از اکل و شرب به کار رفته اند.
بله مواردی هم وجود دارد که کلمه ی افطار فقط در اکل و شرب و در مقابل جماع و امثال آن استعمال شده است ولی این موارد محدود است از جمله می توان به این حدیث اشاره کرد.
باب 10 از ابواب ما یمسک عنه الصائم.
ح 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ‏ بَابَوَيْهِ عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَيْبَةَ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا ع يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ رُوِيَ عَنْ آبَائِكَ ع فِيمَنْ جَامَعَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ أَوْ أَفْطَرَ فِيهِ ثَلَاثُ كَفَّارَاتٍ وَ رُوِيَ عَنْهُمْ أَيْضاً كَفَّارَةٌ وَاحِدَةٌ فَبِأَيِّ الْحَدِيثَيْنِ نَأْخُذُ قَالَ بِهِمَا جَمِيعاً مَتَى جَامَعَ الرَّجُلُ حَرَاماً أَوْ أَفْطَرَ عَلَى حَرَامٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَعَلَيْهِ ثَلَاثُ كَفَّارَاتٍ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ وَ إِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً وَ قَضَاءُ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ إِنْ كَانَ نَكَحَ حَلَالًا أَوْ أَفْطَرَ عَلَى حَلَالٍ فَعَلَيْهِ كَفَّارَةٌ وَاحِدَةٌ وَ إِنْ كَانَ نَاسِياً فَلَا شَيْ‏ءَ عَلَيْهِ در سند این روایت بعضی مانند حمدان بن سلیمان توثیق نشده اند.
در این حدیث جامع در مقابل افطر قرار داده شده است که نشان می دهد افطر فقط به معنای خوردن و آشامیدن است.
ح 3: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي الْحُسَيْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْأَسَدِيِّ (که از اساتید شیخ صدوق است) فِيمَا وَرَدَ عَلَيْهِ مِنَ الشَّيْخِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِيِّ (نائب دوم امام) يَعْنِي عَنِ الْمَهْدِيِّ ع فِيمَنْ أَفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مُتَعَمِّداً بِجِمَاعٍ مُحَرَّمٍ عَلَيْهِ أَوْ بِطَعَامٍ مُحَرَّمٍ عَلَيْهِ أَنَّ عَلَيْهِ ثَلَاثَ كَفَّارَاتٍ در معجم رجال حدیث ج 15 ص 154 آمده است ابی الحسین هرچند استاد صدوق است ولی توثیق نشده است زیرا اساتید صدوق توثیق نشده اند. بعضی صرف اینکه کسی استاد شخص برجسته ای همچون صدوق باشد را در وثاقت او کافی دانسته اند و خود محقق خوئی در معجم الرجال ج 2 ص 540 می گوید که اجتماع اساتید صدوق بر یک روایت موجب وثاقت حدیث می شود.
در این حدیث جماع و طعام در دو همان افطار نامیده شده است.
و هکذا خبر 1، 2، 3، 4، 6 و 9 از باب دوم از ابواب ما یمسک عنه الصائم همه دلالت دارند که افطر به معنای شکستن روزه است مطلقا.
هکذا باب 22 از همان باب.
ح 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْمَرْوَزِيِّ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِذَا تَمَضْمَضَ الصَّائِمُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ أَوِ اسْتَنْشَقَ مُتَعَمِّداً أَوْ شَمَّ رَائِحَةً غَلِيظَةً أَوْ كَنَسَ بَيْتاً فَدَخَلَ فِي أَنْفِهِ وَ حَلْقِهِ غُبَارٌ فَعَلَيْهِ صَوْمُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ فَإِنَّ ذَلِكَ لَهُ مُفَطِّرٌ مِثْلُ الْأَكْلِ وَ الشُّرْبِ وَ النِّكَاحِ در سند این روایت سلیمان بن جعفر اشتباه است و صحیح سلیمان بن حفص است.
در این حدیث هم افطار برای فرو برودن غبار غلیظ به حلق و امثال آن استعمال شده است.
همان طور که در کلام عروة گذشت مفطرات روزه همه هنگام عدم و اختیار موجب بطلان روزه است ولی در موارد مفطرات در حاشیه ی آن تفاوت هایی وجود دارد. مثلا امام رحمه الله قائل است که علی الاحوط (احتیاط وجوبی) در کذب علی الله کفاره و قضاء هست و هکذا در ارتماس و حقنه و سایر موارد و می فرماید که قیء علی الاقوی موجب کفاره نیست. (هرچند حرام است.)
خلاصه بحث به این بر می گردد که ما از ادله چه چیزی استفاده می کنیم.
ما در حاشیه ی عروه نوشته ایم که در مسئله ی 56 از فصل دوم در ما یجب الامساک عنه گفتیم که در قیء کفاره نیست و فقط قضاء دارد و در مابقی کفاره و قضاء لازم است.
سپس صاحب عروة اضافه می کند: نعم الاقوی عدم وجوبه فی النوم الثانی من الجنب بعد الانتباه بل و الثالث و ان کان الاحوط فیها ایضا ذلک خصوصا الثالث و لا فرق فی وجوبها ایضا بین العالم و الجاهل المقصر و القاصر علی الاحوط و ان کان الاقوی عدم وجوبها علی الجاهل خصوصا القاصر و المقصر الغیر الملتفت حین الافطار
مراد از خواب دوم این است که شخصی جنب می شود و می خوابد و از خواب بیدار می شود و تصمیم می گیرد که غسل کند ولی باز می خوابد و بار دوم بیدار می شود و هکذا گاه برای بار سوم. در خواب اول کفاره ای وجود ندارد ولی در باب دوم به بعد بعضی قائل به کفاره شده اند. ما قائل هستیم که در بار سوم کفاره و قضاء وجود دارد.
ان شاء الله در جلسه ی بعد حکم جاهل را بیان می کنیم.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان