امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چگونه ريشه توكل را در خويش بپرورانيم؟
#1

اهميت توكل از نظر آيات و روايات
خداوند در موارد متعدد توكل برخدا را از ويژگي‎هاي افراد با ايمان مي‎داند و مي‎فرمايد: و علي الله فتوكّلوا ان كنتم مؤمنين؛[1] برخدا توكل كنيد اگر ايمان داريد». و يا اين كه: «و علي الله فليتوكل المؤمنون؛[2] افراد با ايمان بايد تنها برخدا توكل كنند». در روايات نيز از «توكل» به معناي يكي از اركان ايمان ياد شده است.[3]
حقيقت و معناي توكل
حقيقت توكل اين است كه انسان كارهاي خودش را به خدا واگذار كند و همه چيز را از سوي خدا و مربوط به خدا بداند و تا آن جا كه توان دارد تلاش نمايد امّا آن چه از توان او بيرون است به خدا واگذارد، و از الطاف جليّه و خفيّه او مدد بطلبد.[4]
پس از بيان اين مقدمه اينك به پاسخ سؤال شما مي‎پردازيم كه «چگونه ريشة توكل را در خويش بپرورانيم؟» براي پرورش ريشه توكل بايد به اين نكات توجه كنيم:
1. تقويت ايمان
توكل يكي از اركان ايمان است، بنابراين رابطه عميق و تنگاتنگ با ايمان دارد، در قرآن نيز توكل در مورد افراد مؤمن مطرح شده است. پس يكي از عوامل اصلي و مهم در ايجاد ريشه توكل در خويش اين است كه «ايمان به خدا» تقويت كنيم و رفتارهايي كه ريشه در ايمان با خدا دارد مكرراً انجام شود تا هم ايمان تقويت شود و هم توكل افزايش يابد.
2. يقين به حقانيت خداوند
يكي ديگر از عوامل مهم در پيدايش و شكل گيري ريشه توكل به خدا اين است كه سعي كنيم در ايمان و باورهاي اعتقادي خود به مرحلة يقين نايل شويم. يعني در حقانيت خداوند ربوبيت تكويني و تشريعي او شكلي نداشته از نظر ايمان ثابت قدم باشيم. علي ـ عليه السّلام ـ در اين باره مي‎فرمايد: «التوكّل من قوّة اليقين»[5] توكل نتيجه يقين است، و در يك كلمه رفتار‎هاي‎مان حاكي از ايمان و اعتقادمان به خدا باشد.
3. قطع طمع از ديگران
نكته مهمي كه در توكل مطرح است، اين است كه از غيرخدا قطع طمع نموده و چشم اميد ما فقط به خدا باشد. زيرا در بينش توكل مدارانه همه كارها به دست خدا است و ديگران در نتيجه بخشي كارها نقش مستقلي ندارند. انسان اگر چشم اميدش به غير خدا باشد، در وي وابستگي ايجاد مي‎شود و باعث پايين آمدن حرمت و ارزش و كرامت انساني وي مي‎گردد. خداوند در قرآن مي‎فرمايد: «و من يتوكل علي الله فهو حسبه»[6] هر كه بر خداوند توكل نمايد، خداوند او را كفايت مي‎كند، در روايتي آمده است كه: پيامبر گرامي اسلام معناي توكل را از جبرئيل سؤال كرد. جبرئيل گفت: معناي توكل اين است كه انسان يقين كند، به اين كه سود و زيان عطا و منع به دست مردم نيست و بايد از مردم نااميد بود و اگر بنده‎اي به اين مقام برسد كه بداند جز براي فداكاري انجام ندهد و جز او به كسي اميدوار نباشد و از غير او نهراسد و غير از خدا چشم طمع به كسي نداشته باشد، اين همان توكل بر خداست».[7]
از اين روايت استفاده مي‎شود كه اگر بخواهيم توكل را در خود پرورش دهيم، بايد از ديگران قطع طمع نماييم و فقط به خداوند اميدوار باشيم. زيرا رزق و روزي ما از سوي خداست و خداوند تضمين نموده است كه همه بندگانش را روزي دهد. علي ـ عليه السّلام ـ مي‎فرمايد: معناي توكل اين است كه انسان رزق و روزي‎اش را از سوي خدا بداند.[8]
4. از هيچ كسي جز خدا ترس و بيم نداشته باشيم
يكي ديگر از عوامل مؤثر در پيدايش روحيه توكل اين است كه سعي كنيم از هيچ كس جز خدا بيم و هراس نداشته باشيم. در روايات متعدد به اين نكته اشاره شده است كه اگر مي‎خواهيد به مقام توكل نايل شويد بايد به غير از خدا از هيچ كسي بيم و هراس نداشته باشيد: «من التوكل ان لا تخاف مع الله غيره».[9] در توكل اين حقيقت نهفته است كه انسان به جز خدا از كسي هراسي نداشته باشد. اين حقيقت در زندگي پيامبران، ائمه اطهار و افراد شايسته كاملاً مشهود است كه با نيروي توكل در برابر قدرت‎هاي بزرگ مقاومت نمود و از هيچ كسي جز خدا خوف و هراسي نداشتند.
5. راضي بودن از وضع زندگي
فردي كه مي‎خواهد به مقام توكل دست پيدا كند بايد از آنچه خداوند براي او مقدر داشته است، احساس رضايت داشته باشد. اگر خداي نكرده نسبت به مقدرات الهي بدبين باشيم و تصور ما اين باشد كه خداوند چرا ما را در چنين وضعيتي قرار داده است، نمي‎توانيم توكل را در خويش پرورش دهيم، در اين صورت توكل فقط به صورت سطحي و در حدّ ادّعا امكان دارد. امّا توكل واقعي كه در حالات و رفتار ما نيز اثر داشته باشد، ممكن نيست.
خلاصه آن كه براي ايجاد و پرورش توكل بايد ايمان و يقين را در خويش تقويت نموده، از غير خدا قطع طمع نماييم و به جز خدا از هيچ كسي بيم و هراس نداشته باشيم. اعتماد ما فقط به خدا باشد و همه كارها را از سوي او بدانيم و نيز نسبت به مقدرات الهي راضي باشيم.
نكته‎اي كه در پايان لازم است يادآوري شود اين كه: برخي فكر مي‎كنند معناي توكل اين است كه همه كارها را به خدا واگذار كنيم و خود ما از تلاش و كوشش دست برداريم. در حالي كه اين برداشت از توكل كاملاً اشتباه مي‎باشد. زيرا آيات و رواياتي فراواني وجود دارد كه ما را به تلاش و كوشش در امورات زندگي و استفاده از ابزار و امكانات طبيعي سفارش نموده است، خداوند مي‎فرمايد: «وَ أَنْ ليس للانسان الّا ما سعي»[10] و اين كه براي آدمي جز آن كه به سعي و عمل خود انجام داده، ثواب و جزايي نخواهد بود. بنابراين معناي توكل اين است كه نهايت تلاش و كوشش مان را در جهت كسب روزي و رسيدن به اهداف مورد نظر به كار گيريم، امّا نتيجه كار را به خدا واگذار نماييم
معرفي كتاب.
1. ملامحسن فيض كاشاني، اخلاق حسنه، ترجمه: محمد باقر ساعدي، انتشارات پيام،‌آزادي، 1362.
2. محمد رضا مهدوي كني، نقطه‎هاي آغاز در اخلاق عملي، نشر فرهنگ اسلامي، چ چهارم، 1374.
3. آيت الله مكارم شيرازي، اخلاق در قرآن، مدرسة الامام علي ابن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ ، چ اوّل، 1378، فصل 12 و13.[1] . مائده، آية 23؛ توبه، آية 51.
[2] . آل عمران، آية 122.
[3] . محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، دفتر انتشارات اسلامي، چ اوّل، 1363، ج 10، ص 674.
[4] . آيت الله مكارم شيرازي، اخلاق در قرآن، مدرسة الامام علي ابن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ ، چ اوّل، 1378، ج 2، ص 265.
[5] . محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، چ اوّل، 1363، ج 10، ص 680.
[6] . طلاق، آية 3.
[7] . محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، چ بيروت، ج 68، ص 138.
[8] . محمدي ري شهري، همان، ص 676.
[9] . محمدي ري‎شهري، همان، ص 677.
[10] . نجم، آية 39.
از سایت اندیشه
پاسخ
 سپاس شده توسط توحیدیان


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان