• 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هرگاه دو نفر از روی خطا و اشتباه با همدیگر تصادم کنند و تنه بزنند و هردو هم بمیرند
#1
1391/2/19


قبلاً گفتیم چند مسئله داریم که با همدیگر قوم و خویشی و اتباط دارند.
مسئله اول این بود که کسی خودش را روی دیگری بیفکند.
مسئله دوم این بود که کسی، او را روی شخص دیگر پرت کند.
مسئله سوم این بود که یک نفر به دیگری تنه می‌زند، که گاهی خود صادم کشته می‌شد و گاهی مصدوم،
مسئله چهارم این بود که دو نفر با همدیگر تنه می‌زنند، این تصادم سه صورت داشت:
1: گاهی عمداً‌ این کار را انجام می‌دهند، یعنی هر کدام قصد قتل دیگری را دارد.
2: قصد قتل همدیگر را ندارند، اما قصد فعل را دارند. این شبه العمد است.
3: گاهی از روی خطای محض به همدیگر تنه می‌زنند.
ضمناً باید عرض کنم که من در مسئله قبل نظر آقایان را پذیرفتم، یعنی در جایی که دو نفر همدیگر را می‌کشند، نصف دیه از هر کدام بالتهاتر ساقط می‌شود، ولی مرکوب شان را دیگری ضامن است، نصفش را خودش ضامن است، اما نصف دیگرش را باید طرف مقابل بدهد، هم در عمد و هم در شبه العمد، تفاوتی که با جلسه قبل دارد این است که در جلسه قبل فقط در شبه العمد بود، ولی بعد از آنکه من مطالعه و بررسی کردم،‌دیدم که شبه العمد و عمد فرق ندارند، یعنی هم در عمد و هم در شبه العمد، هر کدام ضامن مرکوب دیگری است، باز هم فرق نمی‌کند که مرکوب های شان از نظر قیمت بالا باشد و پایین، یا یکی بالا باشد و دیگری پایین.
المسئلة السادسة عشر:لو لم یتعمد الاصطدام بأن یکون الطریق مظلماً أو کانا غافلین أو أعمیین فنصف دیة کلّ منهما علی عاقلة الآخر، الخ.
مسئله شانزدهم راجع به خطای محض است، یعنی اگر تصادم بین دو نفر از روی خطای محض صورت بگیرد، حکمش چیست؟
باید دانست که خطا صوری دارد:
الف: فرض کنید که هردو نفر بینا هستند، منتها طریق و راه ظلمانی و تاریک است فلذا اصطدام حاصل شد.
ب: هردو نفر شان نابینا و کور هستند فلذا به همدیگر تنه زدند یا هردو کشته شدند یا یکی کشته شد و دیگری زنده ماند.
ج: نه طریق و راه ظلمانی و تاریک است و نه هردو نفر کور و نابینا هستند، بلکه هردو بچه و کودکند، یا هر دو دیوانه هستند، یا یکی صبی و دیگری دیوانه است، ولی آنکس که آنها را سوار بر مرکب کرده، ولی شان است و مجوز هم برای سوار کردن دارد ،‌مثلاً کیفیت هوا به گونه‌ای است که بچه می‌تواند این اسب یا الاغ را ببرد، خلاصه به گونه‌ای نیست که بچه نتواند این کار را بکند. اتفاقاً تصادم پیدا کردند و هردو هم کشته شدند.
د: هردو صبی هستند یا هردو مجنون، یا یکی صبی است و دیگر مجنون،‌اما مجوز برای این کار نیست، مثلاً طریق و راه، یک طریق و راهی نیست که بچه یا دیوانه آن را طی کند یا باری را ببرد، فلذا ولی مجوز ندارد که مرکب را در اخیتار این بچه یا دیوانه بگذارد، چنانچه الآن هم صاحب ماشین حق ندارد که ماشین را در اختیار بچه‌ای بگذارد که آگاهی کامل از رانندگی ندارد.
یا فرض کنید یک نفر اجنبی این کار را انجام داده،‌یعنی کسی هیچگونه ولایتی بر این صبی یا مجنون ندارد و با این وجود مرکب را در اختیار بچه یا دیوانه گذارده و آنها را سوار بر مرکب نموده تا فلان مسیر را طی کنند.
همه این صور در جایی است که هر دو نفر از روی خطا تصادم کنند و به همدیگر تنه بزنند.
خلاصه عمد و شبه العمد را در جلسه قبل خواندیم، در این جلسه بحث در سومی است که خطای محض باشد.
بررسی صورت اول
صورت اول این است که هردو عاقل، بالغ و مسلمان است، از روی غفلت و بدون توجه به همدیگر تنه زدند و هردو هم کشته شدند، این قتل خطئی محض است، در اینجا در واقع هر کدام نصف دیگری را کشته، یعنی نصف زید را عمرو کشته و نصف عمرو را هم زید کشته است، نصف دیگرش بر گردن عاقله است، به جهت اینکه این قتل،‌قتل خطئی محض است،‌چون یا هردو نابینا و کورند، یا بینا هستند ولی طریق و راه ظلمانی است. نصف هر کدام در مقابل نصف دیگری،‌اما نصف دیگر را باید عاقله هر کدام بدهند، عاقله هر کدام ضامن نصف دیه دیگری است، عاقله زید باید نصف دیه عمرو را بدهد، عاقله عمرو هم باید نصف دیه زید را بدهد.
بررسی صورت دوم
اگر اینها را ولی سوار کرده،یعنی هردو صبی یا مجنون هستند، منتها ولی آنها را سوار کرده و مجوز هم برای سوار کردن داشته، به این معنا که راه هموار است، بچه ها هم بچه‌های است که تجربه هم نشان داده است که اینها می توانند این اسب را ببرند، اتفاقاً یکی از سمت راست و دیگری از سمت چپ آمد و هردو به هم تصادف کردند و هردو کشته شدند،‌در اینجا چه باید کرد و این قتل را چه بنامیم؟
این قتل خطئی است، چون جناب «ولی» مجوز دارد،‌اگر مجوز نداشت،‌همه‌ی گناهان را بر گردن ولی می‌گذاشتیم، ولی چون مجوز دارد، مثل همان است که دوتا بالغ این کار را انجام بدهند، یعنی اگر این کار را دو نفر بالغ انجام می‌داد، می‌گفتیم قتلش قتل خطئی است،‌اینجا هم چون مجوز دارد،‌ کأنّه بالغ هستند و به همدیگر خوردند، نصف دیه هر کدام را باید عاقله‌ی دیگر بپردازد،‌چرا؟ چون حکم قتل خطئی را دارد.
بررسی صورت سوم
اگر اینها مجوز ندارند،‌ولی اینها را سوار اسبی کرده که نه بچه شایستگی دارد و نه راه هموار است، خلاصه مجوز شرعی برای کار نیست، اگر این شد، این قتل، قتل شبه العمد است نه قتل خطأ، فلذا همه گناهان بر گردن ولی هر کدام خواهد بود،‌قهراً ولی هر کدام باید تمام دیه دیگری بپردازد.
فقط مرحوم فاضل هندی گفته که عاقله‌ی «ولی» بپردازد، و حال آنکه عاقله ولی چرا بپردازد، ولی این کارش خطأ محض نیست،‌بلکه شبه العمد است فلذا «‌ولی» هم باید دیه را بپردازد و هم ضرری که بر مرکب ها وارد شده است.
بنابراین، «ولی» باید کل دیه هر کدام را بدهد، فقط فاضل هندی است که گفته باید عاقله‌ی «ولی» بپردازد،‌می‌گوییم چرا عاقله ولی بپردازد و حال آنکه قتل،‌قتل خطئی محض نیست،‌بلکه شبه العمد است؟
المسئلة السادسة عشر:لو لم یتعمد الاصطدام بأن یکون الطریق مظلماً أو کانا غافلین أو أعمیین فنصف دیة کلّ منهما علی عاقلة الآخر- چرا؟ چون نصفش را خودش خودش را کشته، در نصف خودکشی کرده، نصف دیگر، دیگری کشته، قهراً دیه بر عاقله است- و کذا لو کان المصطدمان صبیین أو مجنونین أو أحدهما صبیاً و الآخر مجنوناً لو کان الرکوب منهما أو من ولیهما فیما إذا کان سائغاً خودشان سوار شده باشد یا ولی آنها را سوار کرده باشد، البته ولی مجوز هم دارد، در حال می‌خواهد بفرماید که این هم قتل خطئی خواهد بود- ولو أرکبهما أجنبی أو الولی فی غیر مورد الجواز أی مورد المفسدة فدیة کلّ منهما تماماً علی الذی رکبهما، و کذا قیمة دابتهما لو تلفتا.
البته فاضل هندی در صورت سوم می‌گوید دیه را باید عاقله ولی بدهد. جوابش این است که عاقله در صورتی می‌دهد که قتل خطئی باشد و حال آنکه قتل در اینجا شبه العمد است نه خطئی محض.
المسألة السابعة عشر:
لو اصطدم حرّان فمات أحدهما و کان القتل شبیه عمد یضمن الحیّ نصف دیة التالف، و فی روایة یضمن الباقی تمام دیة المیت، و فیها ضعف، ولو تصادم حاملان فأسقطتا و ماتنا سقط نصف دیة کل واحدة منهما و ثبت النصف ، و ثبت فی مالهما نصف دیة الجنین مع کون القتل شبیه العمد، ولو کان خطأ فعلی العاقلة.
مسئله هفدهم دو فرع دارد:
فرع اول
‌اگر دو نفر به همدیگر تصادم کردند و قتل شان هم شبه العمد است، به این معنا که قصد قتل را نداشتند، یعنی قصد به هم خوردن داشتند.
فرع دوم
فرع همانند فرع اول است، منتها با این تفاوت که یکی آبستن بود، دیگری آبستن نبود،سقط جنین هم کرده، همه این فروع را صاحب شرائع دارد، منتها حضرت امام منظم تر و مرتب تر کرده.فروع نادره قیچی کرده، فروع مورد حاجت را آورده،
اما صورت اولی که شبه العمد است، یک نفر کشته شده، دیگری زنده است، «روی قاعده» آنکس که زنده مانده باید نصف دیه دیگری را بپردازد.
اگر واقعاً یک نفر کشته می‌شود، ممکن است بگوییم نصفش در اثر تصادم خودکشی است، نصف دیگرش را این طرف کشته، قهراً باید دیه را خودش بپردازد نه عاقله، فرض این است که شبه العمد است، اینها نابینا و کور نبودند، راه ظلمانی نبود بلکه روشن بود، بالأخرة لج و لجبازی سبب شد که اینها با هم بخورند، یکی کشته شد،‌دیگری کشته نشد، در واقع نصفش به وسیله خودش کشته شده،فلذا نصف دیه را مستحق است.
البته یک روایتی در اینجا هست که می‌گوید آنکس که زنده است، باید همه دیه را بپردازد.
1: محمد بن یعقوب، عن أحمد بن محمد الکوفی،‌عن إبراهیم بن الحسن،‌عن محمد بن خلف، عن موسی بن إبراهیم المروزی (البزوفری) عن أبی الحسن (علیه السلام):« قضی أمیر المؤمنین (علیه السلام) فی فرسین اصطدما فمات أحدهما فضمّن الباقی دیة المیّت» الوسائل: ج19، الباب 25 من أبواب موجبات الضمان، الحدیث1،
دیدگاه صاحب جواهر
صاحب جواهر می‌گوید این روایت شاذه است، هم شذوذ سندی دارد و هم شذوذ مضمونی، اما شذوذ سندی،‌اولی خوب است، یعنی أحمد بن محمد الکوفی دو نفر هستند، در این طبقه،‌در این طبقه دو نفر هستند و هردو هم ثقه هستند، یا أحمد بن محمد بن سعید بن عقده است یا أحمد بن محمد بن عاصمی است،ابن عقده در طبقه مرحوم کلینی است، اهل یمن می باشد ، ایشان ‌کتابی دارد در باره اصحاب امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) که متاسفانه این کتاب در دست نیست، البته نجاشی و شیخ از این کتاب نقل کرده‌اند، اما اگر این کتاب در دست ما باشد، واقعیت تشیع در عصر صادقین (علیهما السلام) برای ما روشن می‌شود، که در آن زمان چه قدر جمعیت پای درس آن حضرات بوده‌اند، البته این جزء حفّاظ است و می‌گویند حافظه‌ی عجیب و غریبی داشته است،صد سال هم عمر کرده، متولد:233 است، متوفای: 333 است، صد سال عمر کرده،‌ابن عقده معروف است و تمایلات زیدی هم داشته است، رجال ابن عقده،‌مادر رجال شیخ طوسی و رجال نجاشی است، این اولی خوب است،‌دومی هم ثقه است، یعنی أحمد بن محمد بن عاصمی،‌اما بقیه همه شان مهمل هستند.
فرق مهمل و مجهول
فرق مهمل و مجهول، مجهول آن است که اصلاً شناخته نشود، فقط یک اسمی در رجال دارد، اما مهمل کسی که شناخته شده است، ولی «أهمل أهل الرّجال توثیقه و تضعیفه» یعنی اهل رجال نه او را توثیق کرده‌اند نه تضعیف، به این می‌گویند مهمل. بنابر این، مهمل غیر از مجهول است، المجهول من حکم بجهله، می‌گویند شناخته شده نیست،معلوم نیست که این آقا کیست؟ اما مهمل شناخته شده است،‌یعنی می‌دانیم که چه کسی است، استادش که بوده شاگردش چه کسانی بوده، اما «أهمله أهل الرجال»، در این روایت، بقیه همگی مهمل هستند، مثلاً إبراهیم بن الحسن مهمل است، محمد بن خلف مهمل است، موسی بن إبراهیم، بنابراین، روایت از نظر سند مهمل است، اما از نظر مضمون خلاف قواعد است، چرا ولی این آدم تمام دیه او را بپردازد و حال آنکه مقتول هم سهمی در قتل خودش داشت،چون او (مقتول) محکم زده به این طرف، حال ماشین یکی بنز بوده، طوری نشده، ماشین دیگری پراید بوده، کشته شده، بگوییم ولی این آدم تمام دیه را بپردازد،‌خلاف قواعد است، پس صورت اولی چه شد؟ تمام شد.
و رواه الشیخ باسناده عن محمد بن یعقوب،‌و باسناده عن محمد بن الحسن الصفّار، عن محمد بن الحسین بن أبی الخطّاب- ثقه است- عن محمد بن إسماعیل نیشابوری است- عن صالح ابن عقبه توثیق نشده- عن أبی الحسن موسی (علیه السلام) مثله إلّا أنّه قال: فی فارسین. محمد بن اسماعیل روایه‌ی «فضل بن شاذان» است، یعنی روایاتی که کلینی از فضل شاذان دارد، به وسیله محمد بن اسماعیل است.
در هر حال به این روایت نمی‌شود عمل کرد.
فرع دوم
فرع دوم این است که دو نفر با همدیگر تصادم کرد، متاسفانه یکی زن بود و آبستن، هم خودش کشته شد و هم بچه‌‌ای که در شکمش بود، در اینجا چه باید کرد؟ ولی زن باید نصف دیه مرد را بپردازد،‌اما راجع به دیه جنیین چه باید کرد؟ فرض کنید که جنین هم چهار ماهش تمام شده،‌یا دختر است یا پسر، اگر دختر است،‌دیه‌اش پانصد دینار است، اگر پسر است هزار دینار می‌باشد، آیا این جنین که کشته شده، این طرف باید دیه همه جنین را بپردازد یا نصفش را؟
حضرت امام (ره) می‌فرماید:
ولو تصادم حاملان فأسقطتا و ماتنا سقط نصف دیة کل واحدة منهما و ثبت النصف، و ثبت فی مالهما نصف دیة الجنین مع کون القتل شبیه العمد، ولو کان خطأ فعلی العاقلة.
اگر واقعاً شبه العمد است، هر کدام نصفش را خودش خودش کشته، فلذا باید از ترکه هر کدام نصف دیه آن طرف پرداخته شود،‌در اینجاست که می‌گوییم بالتهاتر ساقط می‌شود، به جهت اینکه نصفش را خودش کشته، نصف دیگرش را هم او بدهد،‌باید این هم نصف او را بپردازد،‌اگر متساویین باشد، مسلماً در اینجا تهاتر است.
«إنّما الکلام» و ثبت فی مالهما نصف دیة الجنین، چرا؟ همانطوری که خودش نصف خودش را کشته، همچنین نصف چنین را کشته،‌در واقع هر کدام باید نیمی از طرف را بدهد و نیمی از جنین را، قهراً اگر اینها با همدیگر مساوی باشند، یکنوع تهاتر است،‌اما اگر یکی پسر و دیگری دختر باشد، مسلماً تهاتر نیست،‌هذا کلّه اگر شبه العمد باشد، یعنی لج و لجبازی کردند و بهم خوردند.
اما گر خطئی بوده و مسئله‌ی لج و لجبازی در کار نبوده، بلکه از روی خطأ با همدیگر تصادف کردند، در اینجا باید عاقله باید نیمی از دیه هر کدام را بپردازد، یعنی عاقله زید باید نیمی از دیه عمرو را بپردازد و عاقله عمرو هم باید نیمی از دیه زید را، و باز عاقله زید باید نیمی از دیه آن جنین را را بدهد و عاقله عمرو هم نیمی از دیه این جنین را.
آفــلایــن
  پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نیرو گرفته از : My Bulletin Board | © 1380-1400
با پارسی سازی : مای بی بی ایران - Ver 5.6
طراحی قالب : delay
ترجمه و اصلاح پوسته : motorola30