جلسه ۲۹ – ۲۷ مهر ۱۴۰۵
شیخ فرمود یکی از شروط متعاقدین اختیار به معنای عدم اکراه است و تفصیل مطلب گذشت.
به نظر ما شرط دیگری در نفوذ و صحت فعلی عقد وجود دارد و آن اختیار به معنای عدم حیاء است و بعید نیست معاملهای که از روی حیاء باشد نافذ نباشد.
برای اثبات آن میتوان به آیات دال بر اعتبار رضایت در عقد تمسک کرد به اینکه هم در موارد اکراه و هم در موارد حیاء رضایت وجود ندارد و اگر این دلیل را مجمل بدانیم با این حال از برخی روایات این مطلب استفاده میشود مثل:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ صَالِحُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ وَ كَانَ يَتَوَلَّى لَهُ الْوَقْفَ بِقُمَّ فَقَالَ يَا سَيِّدِي اجْعَلْنِي مِنْ عَشَرَةِ آلَافٍ فِي حِلٍّ فَإِنِّي أَنْفَقْتُهَا فَقَالَ لَهُ أَنْتَ فِي حِلٍّ فَلَمَّا خَرَجَ صَالِحٌ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَحَدُهُمْ يَثِبُ عَلَى أَمْوَالِ حَقِّ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَيْتَامِهِمْ وَ مَسَاكِينِهِمْ وَ فُقَرَائِهِمْ وَ أَبْنَاءِ سَبِيلِهِمْ فَيَأْخُذُهُ ثُمَّ يَجِيءُ فَيَقُولُ اجْعَلْنِي فِي حِلٍّ أَ تَرَاهُ ظَنَّ أَنِّي أَقُولُ لَا أَفْعَلُ وَ اللَّهِ لَيَسْأَلَنَّهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَنْ ذَلِكَ سُؤَالًا حَثِيثاً. (الکافی، ج ۱، ص ۵۴۸)
سند روایت کاملا معتبر است و مفاد آن این است که انشاء ابراء که از روی رضایت نبوده بلکه از روی حیاء بوده معتبر نیست.
قبلا هم گفتیم رضا معانی مختلفی دارد که جامع معنایی بین آنها نیست. رضایت به معنای عدم اکراه با رضایت به معنای عدم حیاء با رضایت به معنای عدم اضطرار متفاوت است. همان طور که رضایت به معنای عدم سکر و مستی متفاوت است و بطلان معامله در هر کدام از آنها به دلیل نیاز دارد و گرنه بر اساس عمومات و اطلاقات صحت عقود و معاملات صحیح خواهد بود.
