۱۶ خرداد ۱۳۹۴ به مناسبت بحث اختصاص جزئیت و شرطیت، به حال قدرت و عدم آن، علماء بحث قاعده میسور را مطرح کردهاند. آیا مقتضای قاعده بقای جزئیت و شرطیت حتی در حال تعذر است تا در نتیجه با عدم قدرت بر جزء و شرط، مرکب از مکلف ساقط باشد
دسته: اصول استاد قائینی
۱۱ خرداد ۱۳۹۴ در آخرین تنبیه بحث اقل و اکثر، مرحوم آخوند شک در جزئیت در حال تعذر را بیان کردهاند. اگر شک کنیم آیا جزء یا شرط فقط در حال تمکن جزء و شرط است تا در نتیجه اگر متعذر بود و مکلف عاجز از آن بود جزء و
۹ خرداد ۱۳۹۴ تنبیه دوم که مرحوم آخوند مطرح کردهاند جایی است که از روی فراموشی و نسیان اخلال به جزء بشود آیا جزئیت یا شرطیت، فقط در فرض التفات است و در فرض نسیان، اخلال به جزء نیست یا اینکه جزئیت و شرطیت مطلق است چه در ظرف التفات
تنبیه بعد شک در مانعیت و قاطعیت است. گاهی مانعیت و قاطعیت چیزی مشکوک است. آیا همان طور که استدبار قبله قاطع نماز است خوردن نیز قاطع نماز است؟ تمام آنچه در شک در شرطیت بیان کردیم در اینجا جاری است و برگشت مانعیت و قاطعیت به شک در تقید
۲ خرداد ۱۳۹۴ اما در مواردی که جامع عرفی و عقلی در بین افراد تصور نمیشود و امر دائر بین تعیین و تخییر باشد مرحوم آخوند قائل به وجوب احتیاط شدهاند. باید دقت کرد این بحث در جایی است که مکلف از همه افرادی که شک در تخییر بین آنها
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ تنبیه اول: شک در شرطیت مرحوم آخوند در شک در جزئیت برائت عقلی را جاری نمیدانستند اما برائت نقلی را جاری میدانستند و در اینجا نیز همان حرفها را تکرار کردهاند. اگر در شرطیت چیزی شک کردیم مقتضای اصل چیست؟ و در ضمن همین مسأله، از موارد
در موارد اقل و اکثر استقلالی، مسأله روشن است و چون علم اجمالی نسبت به اکثر اصلا نیست بنابراین موضوعا داخل در بحث علم اجمالی نیست. اما اقل و اکثر ارتباطی احتمال دارد مثل موارد دوران بین متباینین باشد و احتیاط در آن لازم باشد و احتمال دارد نباشد و
۱۵ فروردین ۱۳۹۴ بحث در دوران بین متباینین گذشت. چند جهت دیگر از بحث در کلمات علماء ذکر شده که در کفایه عنوان نشده است و ما نیز اینجا متعرض برخی از آنها خواهیم شد. یکی از این مباحث مسأله انحلال علم اجمالی است. قوام علم اجمالی (حقیقتا یا حکما)
۲۷ بهمن ۱۳۹۳ یکی از مباحث مطرح در علم اجمالی بحث لزوم اجتناب از ملاقی با یکی از اطراف علم اجمالی است. بحث از اینکه اجتناب از ملاقی با یکی از اطراف علم اجمالی به نجاست لازم است یا نه بحث فقهی است و ارتباطی با اصول ندارد. آنچه باعث
تنبیه دوم: اضطرار به برخی از اطراف علم اجمالی مرحوم آخوند میفرمایند اگر مکلف علم دارد مثلا در برخی از اطراف خمر است و مضطر به انجام برخی از اطراف باشد، علم اجمالی منجز نیست. در حقیقت بحث این است که با اضطرار به برخی از اطراف، علم اجمالی به
۱۴ دی ۱۳۹۳ گفتیم مرحوم آخوند کبرایی را ذکر کردهاند که به تبع آن به عدم وجوب احتیاط در برخی موارد مثل خروج برخی از اطراف از محل ابتلاء یا اضطرار به برخی اطراف و یا مواردی که اطراف تدریج در وجود دارند شدهاند. مثلا زنی که دائم خون میبیند
۱۳ دی ۱۳۹۳ بعد از بحث شبهات غیر محصور مرحوم آخوند فرمودهاند سه مطلب را ذکر کردهاند. یکی خروج برخی از اطراف از محل ابتلاء است و دیگری بحث اضطرار به ارتکاب برخی اطراف و دیگر بحث عدم احراز موضوع در حق مکلف است یعنی در تدریجیات و فرمودهاند در
۸ آذر ۱۳۹۳ مرحوم آخوند فرمودند هر جا حکم معلوم بالاجمال فعلی علی الاطلاق باشد و فعلیتش منوط به علم تفصیلی نباشد علم اجمالی منجز است و حتی مخالفت احتمالی با آن هم جایز نیست و لذا وجهی برای تفصیل بین موافقت قطعی و مخالفت قطعی نیست به اینکه گفته
۱۹ مهر ۱۳۹۳ مرحوم آخوند متعرض بحث اشتغال شدهاند. ایشان فرمودهاند گاهی تکلیف از اساس مشکوک است و علم به ثبوت آن نیست نه علم اجمالی و نه علم تفصیلی. این مورد مجرای اصل برائت است. و گاهی ثبوت تکلیف معلوم است که در این صورت گاهی احتیاط ممکن نیست
۱۵ شهریور ۱۳۹۳ یکی از مسائلی که تطبیقات بسیاری در فقه دارد بحث دوران امر بین محذورین است. در فرضی که حکم قضیهای دائر بین وجوب و حرمت باشد حکم مساله چیست؟ مرحوم آخوند فرمودهاند در این مساله وجوه و احتمالاتی هست و ایشان پنج وجه را مطرح کردهاند و
۱۹ خرداد ۱۳۹۳ جریان اصل برائت در شبهات موضوعیه اگر شک در حرمت یا وجوب چیزی داشته باشیم مجرای برائت است البته اگر شبهه حکمیه باشد و این بحث اصولی است و مفصل در مورد این صحبت کردیم. مرحوم آخوند در اینجا متعرض جریان برائت در شبهات موضوعیه میشوند و
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ بحث در قاعده من بلغ در سه جهت است. اولین جهت در سند روایات این قاعده است و جهت دوم در دلالت و مفاد این روایات است و جهت سوم هم برخی از امور مرتبط با آن مثل تطبیقات و سعه و ضیق آن است. جهت اول:
۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ مرحوم آخوند بحث تصحیح احتیاط در عبادات را مطرح کردهاند. شبههای مطرح شده است که هر چند در غیر عبادات، احتیاط حسن است (منظور از غیر عبادات، توصلیات است) اما در عبادات چنین نیست چون صحت عبادت متقوم بر قصد امر است و قصد امر متوقف بر
۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ تنبیه دوم که مرحوم آخوند مطرح کردهاند این است که اگر چه احتیاط واجب نیست شرعا اما شکی در حسن عقلی احتیاط و استحباب احتیاط شرعا نیست و تردیدی نیست که محتاط مستحق ثواب است. و بحث در این است که آیا احتیاط در عبادات ممکن است
۳۰ فروردین ۱۳۹۳ تنبیه اول از تنبیهات برائت بحث مهمی است که کبرای آن در بحث استصحاب مطرح میشود و این کبری را بر مساله فقهی تطبیق کردهاند. اصل برائت که اصولی اثبات کرده است اصلی حکمی است و اصل حکمی جایی مجری دارد که اصل موضوعی در بین نباشد
۱۹ فروردین ۱۳۹۳ دلیل سوم اخباریین برای احتیاط که در کلام مرحوم آخوند مذکور است دلیل عقلی است. مرحوم آخوند سه وجه عقلی برای این مطلب تقریر کردهاند و هر سه را جواب دادهاند. وجه اول: ادعای علم اجمالی به ثبوت تکالیف در شریعت و اینکه ما میدانیم نسبت به
۱۱ اسفند ۱۳۹۲ مرحوم آخوند روایات دال بر احتیاط را دو دسته فرمودهاند و بر این اساس جواب دادهاند. طایفه اول: روایاتی که امر به وقوف در شبهات کردهاند و در برخی از آنها تعلیل شده است که وقوف در شبهات بهتر از اقتحام در هلاکت است. موضوع در این
۱۰ اسفند ۱۳۹۲ مشهور بین علماء در موارد شک در تکلیف حکم به برائت بعد از فحص است. در قبال این نظر اخباریین است که معتقدند در موارد شک در تکلیف در شبهات تحریمیه باید احتیاط کرد. بر این قول به ادله مختلفی استدلال شده است. در سه مرحله باید
۲۸ بهمن ۱۳۹۲ دلیل چهارمی که مرحوم آخوند برای برائت بیان کردهاند قاعده قبح عقاب بلا بیان است. یکی از ادله مشهور و معروف در کلمات اصولیین بر اصل برائت، حکم عقل به قبح عقاب بلا بیان است. مرحوم آخوند میفرمایند وجدان شاهد بر این است که عقل چنین حکمی
۱۵ بهمن ۱۳۹۲ گفتیم یکی از بحث روایاتی که بر اصل برائت میتوان به آنها استدلال کرد روایات دال بر استصحاب است که یا در تمام موارد اصل برائت یا در اکثر مواردش استصحاب جاری است و استصحاب همان اثری را که برائت مستفاد از حدیث رفع و … دارد
۱۳ بهمن ۱۳۹۲ مرحوم آخوند دلالت برخی از روایات را بر اصل برائت تمام میدانستند. بعد از این مرحوم آخوند وارد مبحث اجماع شدهاند و اجماع را به عنوان دلیل دیگری بر اصل برائت ذکر کردهاند. مرحوم شیخ مفصل در مورد اجماع بحث کردهاند اما مرحوم آخوند فرمودهاند تمسک به
۹ بهمن ۱۳۹۲ روایات دیگری هست که در برخی از آنها در کلمات علمای دیگری هم ذکر شده است. هر چند بعد از اینکه ما حدیث رفع را پذیرفتیم و هم از نظر سندی و دلالی آن را پذیرفتهایم نیازی به تفصیل در سایر روایات نیست. از جمله روایات: مُوسَى
۶ بهمن ۱۳۹۲ بعد مرحوم آخوند حدیث اطلاق را مطرح میکنند. عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ: کُلُّ شَیْءٍ مُطْلَقٌ حَتَّى یَرِدَ فِیهِ نَهْیٌ (من لایحضره الفقیه جلد ۱ صفحه ۳۱۷) مرحوم شیخ انصاری این روایت را ظاهرترین روایت از نظر دلالی بر اصل برائت میدانند و میفرمایند یرد فیه نهی
۲ بهمن ۱۳۹۲ روایت بعدی که مرحوم آخوند ذکر کرده است روایتی است معروف به حدیث سعه است. قَالَ النَّبِیُّ ص إِنَّ النَّاسَ فِی سَعَهٍ مَا لَمْ یَعْلَمُوا (عوالی اللئالی جلد ۱ صفحه ۴۲۴) مرحوم آخوند این روایت را از ادله محکم برای اصل برائت میدانند چه ما را موصوله
۲۳ دی ۱۳۹۲ بررسی سند روایت یکی از نصوصی که برای اثبات اصل برائت به آن تمسک شده است حدیث حل است. متنی که در کلام مرحوم آخوند آمده است این است: و منها (قوله علیه السلام: کل شیء لک حلال حتى تعرف أنه حرام بعینه) در روایات متعددی این